LOGO

پاتوق بچه های برقی
 
  • شنبه سوم آبان ۱۳۹۳ - 16:41 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: علی اصغر میرعلی

...گاهی دلشوره میگیریم

...دستی به صورت میکشیم تا باورکنیم

...هنوز جای پای خوشبختی روی گونه هایمان گرم است 

              

                

                                                زندگی خالی نیست

     مهربانی هست،سیب هست،ایمان هست                                  

... آری تا شقایق هست زندگی باید کرد                                    

                        سلام به همه ی خانم مهندسا و آقا مهندسا

                                         همگی خوبند؟

                     روزهای پاییزیتون پر از رگبار آرزوهای قشنگ

                                                   . امیدوارم همتون هرجا که هستین موفق و سلامت باشید  

 


 
  • دوشنبه ششم مرداد ۱۳۹۳ - 17:13 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: بنفشه پرمه


 
  • دوشنبه سی ام تیر ۱۳۹۳ - 12:8 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: علی اصغر میرعلی

سلام، خداحافظ

مرز بين سلام و خداحافظ دري است كه بر ديوار گم شده است و تنها راه گشودن آن چيزي است تازه به نام دوستي...

اسب زمان چه بادپاست. صفحه های روزشمار در پی تپش سمهای پرقدرتش به سرعت ورق می خورند و چشمانی که تنها نظاره گرند. شمارش معکوس به نقطه آغاز خود نزدیک می شود، نفس ها تنگ می شود و سلام...

لحظه خداحافظی است، همان حس غریبی که آشنا تر از هر غروبی است. انتهایی که با آغاز زاده می شود، همان خداحافظی که امروز باورش برایم سخت است.

زندگی زیباست. پر از نشانه ها. برای من، برای تو،برای همه... لحظه رو دریابیم.

اسب بادپای زمان همچنان می دود. چشم ها تنها نظاره گرند...

امیدوارم این4سال به همتون خوش گذشته باشه،اگه بدی و گاهاً رفتار ناخوشایندی ازم دیدید به بزرگی خودتون حلال کنید.

از تمامی بچه های بومی بخاطر میزبانی خوبشون و بچه های غیر بومی هم بخاطر در کنار هم بودن(خوابگاه)  تشکر میکنم.

امیدوارم که بتونم میزبان خوبی در شهر کاشان که خیلی دوست دارم همگی تشریف بیارین باشم.

در پایان،

برای همتون آرزوی موفقیت و سلامتی میکنم و امیدوارم در آینده خانم مهندسا و آقا مهندسای موفقی باشید.

متحول شدن زندگیتان فقط  در گرو یک نفر است: "خودتان".  در پناه حق....

همکلاسی کوچیک شما

     میرعلی


 
  • جمعه ششم تیر ۱۳۹۳ - 4:47 AM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: محمد اسکندرپوران

ورود به وبلاگ گروهی

تغییر کوچکی در صفحه ورود به بخش مدیریت برای وبلاگهای گروهی ایجاد شده است. تا پیش از این نویسندگان وبلاگهای گروهی بر روی لینک ورود به بخش مدیریت وبلاگهای گروهی کلیک و آنجا نام کاربری خود، آدرس وبلاگ و کلمه عبور خود را تایپ می کردند البته این امکان نیز وجود داشت که با ترکیب نام کاربری و بخش اول آدرس وبلاگ به عنوان نام کاربری در به صفحه ورود به بخش مدیریت وارد شد. برای تسهیل و یکسان سازی شیوه دوم به عنوان شیوه نهایی انتخاب شده است.
نویسندگان وبلاگهای گروهی میتوانند به جای نام کاربری ، ترکیبی از نام کاربری سابق خود که توسط مدیر وبلاگ تعریف شده به همراه علامت @ و بخش اول آدرس وبلاگ را وارد کنند. بطور مثال اگر آدرس وبلاگ  myblog.blogfa.com  است و نام سابق کاربری نویسنده arash  است کافیست در صفحه ورود به بخش مدیریت وبلاگ  به جای نام کاربری  عبارت  arash@myblog  را وارد کنند. 

 
  • جمعه دوم خرداد ۱۳۹۳ - 12:37 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: علی اصغر میرعلی
تابلو ؛ نقاش را ثروتمند کرد.

شعر ِشاعر به چند زبان ترجمه شد.

کارگردان جایزه ها را درو کرد...

و هنوز سر همان چهار راه واکس میزند

کودکی که بهترین سوژه بود...

 


 
  • جمعه دوم خرداد ۱۳۹۳ - 12:34 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: علی اصغر میرعلی
          

به راحتی میشه در مورد اشتباهات دیگران قضاوت كرد ولی به سختی می شه اشتباهات خود را پیدا كرد.
به راحتی میشه بدون فكر كردن حرف زد ولی به سختی می شه زبان را كنترل كرد.
به راحتی میشه كسی را بخشید ولی به سختی می شه از كسی تقاضای بخشش كرد.
به راحتی میشه قانون را تصویب كرد ولی به سختی می شه به آن ها عمل كرد.
به راحتی میشه به رویاها فكر كرد ولی به سختی می شه برای بدست آوردن یك رویا جنگید.
به راحتی میشه هر روز از زندگی لذت برد ولی به سختی می شه به زندگی ارزش واقعی داد

به راحتی میشه  ظلم کرد!…ولی  به سختی میشه از مظلوم دستگیری کرد

به راحتی میشه گناه کرد… ولی به سختی میشه  ترکش کرد...!
به راحتی میشه به كسی قول داد ولی به سختی می شه به آن قول عمل كرد.
به راحتی میشه دوست داشتن را بر زبان آورد ولی به سختی می شه آنرا نشان داد
به راحتی میشه اشتباه كرد  ولی به سختی می شه از آن اشتباه درس گرفت.
به راحتی میشه گرفت ولی به سختی می شه بخشش كرد.
به راحتی میشه یك دوستی را با حرف حفظ كرد ولی به سختی می شه به آن معنا بخشید.
و در آخر:  به راحتی میشه این متن را خوند ولی به سختی می شه به آن عمل كرد...

 


 
  • پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ - 13:21 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: بهزاد عیوضی








 
  • جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۳ - 17:44 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: طیبه مظاهری

زندگی معجزه است .....

انگار حتما باید آسمان به زمین بیاید ، باید اتفاق خاصی بیفتد ، مثلا معجزه ای رخ دهد که از زندگی لذت ببریم ، 

گاهی آنقدر در روزمرگی غرق می شویم که فراموش مان می شود ساده ترین داشته های ما شاید آرزوی فرد دیگری باشد ، 

ما از باب میل نبودن غذا به جان مادرمان غر بزنیم و دیگری در حسرت صدا کردن نامش و شنیدن جواب ، 

صدای زنگ تلفن از خواب بعد از ظهر بیدارمان کند و ما از بد خواب شدن بنالیم و دیگری تشنه ی شنیدن صدای آشنا از پشت گوشی تلفن است ، 

همیشه شاکی هستیم انگار .....

از گرما می نالیم ، 

از سرما فرار میکنیم  ، 

در جمع ، از شلوغی کلافه میشویم و در خلوت ، از تنهایی بغض میکنیم ، 

تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی مان را گردن غروب جمعه میاندازیم ، 

شاید بهتر باشد گاهی فکر کنیم تمام زندگی مان معجزه است ، 

همین که میخوابیم ، بیدار میشویم ، نفس میکشیم ، همین که خورشید طلوع میکند ، مهتاب میتابد ، باران بی منت می بارد و هنوز میشود کسی را دوست داشت ، 

تمام این ها بهانه ی ساده ای است برای یک لبخند.....


 
  • جمعه پانزدهم فروردین ۱۳۹۳ - 21:35 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سپیده ملکی
هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها در آن سر دنیا ،

 عرق می خورند و وضع شان آن است ...!

 نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن ....

                                                                                                               (دکتر شریعتی) 

                     
      


 
  • جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ - 12:40 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سپیده ملکی
میخی افتاد ،

بخاطر میخی نعلی افتاد ،

بخاطر نعلی اسبی افتاد ،

بخاطر اسبی سواری افتاد ،

بخاطر سواری جنگی شکست خورد ،

بخاطر شکستی مملکتی نابود شد!

همه ی این ها، بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود! 


 
  • پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ - 22:5 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: طیبه مظاهری




 
  • پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ - 21:57 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: طیبه مظاهری

لطفابراي ديدين عكسها به ادامه مطلب سربزنيد...


 
  • دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ - 14:51 PM
  • دسته بندی : بخش اطلاعیه
  • نویسنده: یدالله خیرایی

با سلام و عرض ادب.دوستانی که می خواهند این ترم تربیت بدنی بگیرند،در دروس ارائه

شده ترم درس تربیت بدنی با کد 10001061 معادل تربیت بدنی1 و درس ورزش 1 با 

کد 10001062 همان تربیت بدنی2 سابق می باشد.


ضمنا دروس تربیت بدنی ویژه و ورزش ویژه هم بر همین اساس و فقط برای افرادی

 است که خدای ناکرده از بیماری هایی همچون(دیابت،کمر درد،ناراحتی قلبی و

 ....)رنج می برند.


 
  • دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ - 0:23 AM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: مجید جهانی
آخرین ورژن دعای آخر ترم برای حل مشکلات:


الهی! باخاطری خسته، دل به کَرم تو بسته

دست از اساتید شسته و در انتظار نمرات نشسته ام.

پاس شوم کریمی

پاس نشوم حکیمی

نیفتم شاکرم، بیفتم صابرم

الهی شهریه ها بالاست که میدانی ، وجیبم خالیست که میبینی

نه پای گریز از امتحان دارم ونه زبان ستیز با استاد،

الهی دانشجویی راچه شاید و از او چه باید!؟

پروردگارا ، ما(همه بچه های برق89) تصمیم میگیریم که از ترم بعد درس بخونیم ولی همین که ترم جدید شروع میشه یه استاد میاد چهار پنج تا رفرنس میده مجبور میشیم تصمیمی رو که گرفتیم قورتش بدیم


حالا ما چکار کنیم خدایا،بارالهی خودت قضاوت کن با این همه رفرنس میشه درس خوند


الان که این پستو میزارم خیلی استرس دارم واسه نمرات


بگذریم خدایا عاجزانه از تو کمک میخواهیم


 
  • دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ - 0:15 AM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: مجید جهانی
خطاب به آنانی که با وجدان خفته چشم خود را بر روی حقیقت جامعه بسته اند.


آیه ی 28 سوره ی کهف : هرگز چشمهای خود را از فقرا بر مگیـــر و همیــــشه در کنـــار آنــان باش


آیه ی 2 سوره ی مایده : کمک کنید همدیگر را به نیکوکاری و پرهیزگاری


قطاری به سوی بهشت می رفت همه سوارش شدند به بهشت که رسیدند همه پیاده شدند و فراموش کردند مقصد خدا بود نه بهشت.


در سرزمین من نگاه کودکش پر از آرزوست// نگاه جوانش پر از حسرت// و نگاه سالمندش پر از افسوس



  شرم می کنم وقتی با ترازوی کودک فقیر کنار

خیابان سیری ام را وزن می کنم.


  این چشم ها حرفها دارد حقشو می خواهد اما زورش نمی رسد.


خدا را در آسمان نجویید خدا لبخند کودکیست

که بر لبانش می نشیند.


زمانی که پول حاکم باشد عدالت و آزادی

وجود نخواهد داشت.


بعضی وقتها برای خوشحال کردن دل یک نفر باید باخت



به سلامتی مادری که  چشم به راه فرزندش  نشسته بود و منتظر بازگشت فرزندش از جبهه بود

به سلامتی همه ی عاشقا



 
  • جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ - 16:27 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: طیبه مظاهری

هر چه از روشني و سرخي داريم،برداريم و كنار هم بنشينيم و بگذاريم 

                 دوستي ها سدي باشند در برابر تاريكي ها

       يلدايتان رويايي....روزهايتان پرفروغ.....شب هايتان ستاره باران


 
  • یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ - 16:9 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: علی اصغر میرعلی
دست های کوچکش
به زور
به
شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد
التماس می کند : آقا... آقا "گل_دعا " می خری؟
و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند

و برای فرج آقا امام زمان "دعا " می کند....!



 
  • دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ - 11:46 AM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: طیبه مظاهری

به نظر شما بن بست زندگی کجاست؟


 
  • جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ - 18:57 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: علی اصغر میرعلی
با سلام خدمت دانشجویان برقی...

هفت ترم گذشت و چشم رو هم بزاریم انشالله یه ترم دیگه مثلا میشیم مهندس!

یاد این هفت ترم با تمام خاطراتش بخیر...مرور اونا با خودتون.اومدم 16آذرماه که روز خودمونه رو به همگی تبریک بگم. خداییش 2قشر مظلومه یکی دانشجو دیگری هم سرباز(قابل توجه آقایون که نزدیک است!!!)

چاره ای نیست خودمون (که دانشجوییم)باید بخودمون تبریک بگیم...

راستی یادتون نره <<امـتحانات از آنچه که در برنامه ی امتحانی میبینید به شما نزدیک ترند ..!!>>


        


بر در دانشکده ای رفتم دوش

دیدم دوهزار لیسانسه ی کوزه به دوش

هر یک به زبان حال با من گفتند

این کوزه بگیر و مدرکت بنداز توش !

     دانشجویان عزیز روزتون مبارک امیدوارم در هر زمینه ای که فعالیت می کنید پیروز و موفق باشید.
 
  • پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ - 15:55 PM
  • دسته بندی :
  • نویسنده: بنفشه پرمه

جوانمردی ...

آخر مسابقه بوده و دونده اسپانيايي مي بينه که دونده کنيايي خيلي آروم داره

مي دوه. متوجه مي شه که دونده کنيايي فکر مي کنه مسابقه تموم شده. براي

همين به جاي اين که يک برد غيرمنصفانه به دست بياره، مي ره پشت حريفش و

خط پايان رو نشونش مي ده. توي مصاحبه اش هم گفته که وقتي ديدم سرعتش

رو کم کرد مي دونستم که مي تونم ازش جلو بزنم و برنده باشم، اما اين پيروزي

حق من نبود. براي همين رفتم سمتش و خط پايان رو نشونش دادم و اون تونست

اول بشه که البته لايق برنده شدن هم بود.


آخرین مطالب

 
» سلام پایانی برای همه دلتنگی هاست ... ( شنبه سوم آبان ۱۳۹۳ )
» عید مبارک ( دوشنبه ششم مرداد ۱۳۹۳ )
» خداحافظ همکلاسی ها ( دوشنبه سی ام تیر ۱۳۹۳ )
» ( جمعه ششم تیر ۱۳۹۳ )
» پولساز ترین سوژه! ( جمعه دوم خرداد ۱۳۹۳ )
» به راحتي ميشه.......ولي ( جمعه دوم خرداد ۱۳۹۳ )
» روزی.... ( پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ )
» زندگی معجزه است .... ( جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۳ )
» نوع ریختن! ( جمعه پانزدهم فروردین ۱۳۹۳ )
» همه ما مسئولیم.... ( جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ )
» يادچي مي افتي؟؟؟؟؟ ( پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ )
» جالب ترين گريم هاي سينمايي ( پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ )

درباره ما


محمد اسکندرپوران ٍ سلام
این وبلاگ برای برو بچ با حال برق 89 دانشگاه ایلامه
از اینکه به وبلاگ خودتون سر زدید ممنون
شما دوستان میتونید برا بهتر شدن وبلاگ خودتون هر پیشنهادی انتقادی دارین برامون بفرستین

و اما شعار برق 89:
شاید نتوان به گذشته بازگشت و اغاز زیبا ساخت

ولی میشود هم اکنون اغاز کرد و پایان زیبا ساخت.

ایمیل :

چت روم
دانشگاه
ايلام
براى ورود به چت روم روى عكس كليك كن -