X
تبلیغات
وبلاگ دانشجویان برق ایلام(ورودی89)
هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها در آن سر دنیا ،

 عرق می خورند و وضع شان آن است ...!

 نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن ....

                                                                                                               (دکتر شریعتی) 

                     
      



تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 9:35 PM | نویسنده : POWER8 |
                                               چنین گفت رستم به سهــراب یل


                                                که من آبـــرو دارم انــــدر محـــل.....


ادامه مطلب

تاريخ : شنبه دهم اسفند 1392 | 11:44 AM | نویسنده : POWER4 |
با سلام

دوستان میتونید فایل Pdf اصول میکروکنترلر دکتر باقلانی رو از لینک زیر دانلود کنید.

 http://www.mediafire.com/view/wzdamwiv8ajj808/lecture_3.pdf



تاريخ : چهارشنبه هفتم اسفند 1392 | 5:24 PM | نویسنده : power19 |
دوردست 

امیدی نمی آموخت 

لرزان

                      بر پاهای نو راه

                                        رو در افق سوزان ایستادم

دریافتم که بشارتی نیست

چرا که سرابی در میانه نبود

دور دست امیدی نمی آموخت 

دانستم که بشارتی نیست:

این بی کرانه 

                                  زندانی چندان عظیم بود 

                                                                که روح

از شرم ناتوانی 

در اشک 

پنهان میشد

                                                                                                 (شاملو)



موضوعات مرتبط: ادبی

تاريخ : دوشنبه پنجم اسفند 1392 | 10:48 PM | نویسنده : محمد اسکندرپوران |

مراسم ترحیم مرحوم مغفور مهندس ثابتی روز دوشنبه  این هفته ساعت 10 تا 12 در  مسجد دانشگاه برگزار می گردد.روحش شاد و یادش گرامی باد.



تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392 | 5:40 PM | نویسنده : یدالله خیرایی |
نخوانده درس قضا قاضی شده ایم
چه آسان بر مسند قضا تکیه می زنیم
طوفانیم و نسیم را قضاوت می کنیم                            
بلاییم و مبتلا را قضاوت می کنیم
ظلمت بی چراغیم و نور را به قضاوت نشسته ایم
آفتیم و از کشتزار آفت زده می گوییم .

بر سفره هایمان قضاوت لقمه می گیریم برای هم...!!! 

                



تاريخ : جمعه دوم اسفند 1392 | 3:45 PM | نویسنده : power19 |
عجـب دلـمان خـوش است ما آدمـها ...

از همان روز اول که به دنیا می آییم دلمان خوش است
دلمان خوش است که مادری داریم که شیرمان می دهد
دلمان خوش است که پدری داریم که می توانیم با موهای صورتش بازی کنیم
دلمان خوش است که همه گوسفند ها و گاو ها و مرغ ها برای شکم ما آفریده شده اند


ادامه مطلب

تاريخ : جمعه دوم اسفند 1392 | 2:55 PM | نویسنده : power19 |
میخی افتاد ،

بخاطر میخی نعلی افتاد ،

بخاطر نعلی اسبی افتاد ،

بخاطر اسبی سواری افتاد ،

بخاطر سواری جنگی شکست خورد ،

بخاطر شکستی مملکتی نابود شد!

همه ی این ها، بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود! 



تاريخ : جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 | 12:40 PM | نویسنده : POWER8 |





تاريخ : پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 | 10:5 PM | نویسنده : POWER4 |

لطفابراي ديدين عكسها به ادامه مطلب سربزنيد...


ادامه مطلب

تاريخ : پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 | 9:57 PM | نویسنده : POWER4 |

با سلام و عرض ادب.دوستانی که می خواهند این ترم تربیت بدنی بگیرند،در دروس ارائه

شده ترم درس تربیت بدنی با کد 10001061 معادل تربیت بدنی1 و درس ورزش 1 با 

کد 10001062 همان تربیت بدنی2 سابق می باشد.


ضمنا دروس تربیت بدنی ویژه و ورزش ویژه هم بر همین اساس و فقط برای افرادی

 است که خدای ناکرده از بیماری هایی همچون(دیابت،کمر درد،ناراحتی قلبی و

 ....)رنج می برند.



موضوعات مرتبط: بخش اطلاعیه

تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 2:51 PM | نویسنده : یدالله خیرایی |
آخرین ورژن دعای آخر ترم برای حل مشکلات:


الهی! باخاطری خسته، دل به کَرم تو بسته

دست از اساتید شسته و در انتظار نمرات نشسته ام.

پاس شوم کریمی

پاس نشوم حکیمی

نیفتم شاکرم، بیفتم صابرم

الهی شهریه ها بالاست که میدانی ، وجیبم خالیست که میبینی

نه پای گریز از امتحان دارم ونه زبان ستیز با استاد،

الهی دانشجویی راچه شاید و از او چه باید!؟

پروردگارا ، ما(همه بچه های برق89) تصمیم میگیریم که از ترم بعد درس بخونیم ولی همین که ترم جدید شروع میشه یه استاد میاد چهار پنج تا رفرنس میده مجبور میشیم تصمیمی رو که گرفتیم قورتش بدیم


حالا ما چکار کنیم خدایا،بارالهی خودت قضاوت کن با این همه رفرنس میشه درس خوند


الان که این پستو میزارم خیلی استرس دارم واسه نمرات


بگذریم خدایا عاجزانه از تو کمک میخواهیم



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم دی 1392 | 0:23 AM | نویسنده : مجید جهانی |
خطاب به آنانی که با وجدان خفته چشم خود را بر روی حقیقت جامعه بسته اند.


آیه ی 28 سوره ی کهف : هرگز چشمهای خود را از فقرا بر مگیـــر و همیــــشه در کنـــار آنــان باش


آیه ی 2 سوره ی مایده : کمک کنید همدیگر را به نیکوکاری و پرهیزگاری


قطاری به سوی بهشت می رفت همه سوارش شدند به بهشت که رسیدند همه پیاده شدند و فراموش کردند مقصد خدا بود نه بهشت.


در سرزمین من نگاه کودکش پر از آرزوست// نگاه جوانش پر از حسرت// و نگاه سالمندش پر از افسوس



  شرم می کنم وقتی با ترازوی کودک فقیر کنار

خیابان سیری ام را وزن می کنم.


  این چشم ها حرفها دارد حقشو می خواهد اما زورش نمی رسد.


خدا را در آسمان نجویید خدا لبخند کودکیست

که بر لبانش می نشیند.


زمانی که پول حاکم باشد عدالت و آزادی

وجود نخواهد داشت.


بعضی وقتها برای خوشحال کردن دل یک نفر باید باخت



به سلامتی مادری که  چشم به راه فرزندش  نشسته بود و منتظر بازگشت فرزندش از جبهه بود

به سلامتی همه ی عاشقا




تاريخ : دوشنبه بیست و سوم دی 1392 | 0:15 AM | نویسنده : مجید جهانی |

هر چه از روشني و سرخي داريم،برداريم و كنار هم بنشينيم و بگذاريم 

                 دوستي ها سدي باشند در برابر تاريكي ها

       يلدايتان رويايي....روزهايتان پرفروغ.....شب هايتان ستاره باران



تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر 1392 | 4:27 PM | نویسنده : POWER4 |
دست های کوچکش
به زور
به
شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد
التماس می کند : آقا... آقا "گل_دعا " می خری؟
و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند

و برای فرج آقا امام زمان "دعا " می کند....!




تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 | 4:9 PM | نویسنده : power19 |

به نظر شما بن بست زندگی کجاست؟



تاريخ : دوشنبه هجدهم آذر 1392 | 11:46 AM | نویسنده : POWER4 |
با سلام خدمت دانشجویان برقی...

هفت ترم گذشت و چشم رو هم بزاریم انشالله یه ترم دیگه مثلا میشیم مهندس!

یاد این هفت ترم با تمام خاطراتش بخیر...مرور اونا با خودتون.اومدم 16آذرماه که روز خودمونه رو به همگی تبریک بگم. خداییش 2قشر مظلومه یکی دانشجو دیگری هم سرباز(قابل توجه آقایون که نزدیک است!!!)

چاره ای نیست خودمون (که دانشجوییم)باید بخودمون تبریک بگیم...

راستی یادتون نره <<امـتحانات از آنچه که در برنامه ی امتحانی میبینید به شما نزدیک ترند ..!!>>


        


بر در دانشکده ای رفتم دوش

دیدم دوهزار لیسانسه ی کوزه به دوش

هر یک به زبان حال با من گفتند

این کوزه بگیر و مدرکت بنداز توش !

     دانشجویان عزیز روزتون مبارک امیدوارم در هر زمینه ای که فعالیت می کنید پیروز و موفق باشید.

تاريخ : جمعه پانزدهم آذر 1392 | 6:57 PM | نویسنده : power19 |

جوانمردی ...

آخر مسابقه بوده و دونده اسپانيايي مي بينه که دونده کنيايي خيلي آروم داره

مي دوه. متوجه مي شه که دونده کنيايي فکر مي کنه مسابقه تموم شده. براي

همين به جاي اين که يک برد غيرمنصفانه به دست بياره، مي ره پشت حريفش و

خط پايان رو نشونش مي ده. توي مصاحبه اش هم گفته که وقتي ديدم سرعتش

رو کم کرد مي دونستم که مي تونم ازش جلو بزنم و برنده باشم، اما اين پيروزي

حق من نبود. براي همين رفتم سمتش و خط پايان رو نشونش دادم و اون تونست

اول بشه که البته لايق برنده شدن هم بود.



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 | 3:55 PM | نویسنده : POWER10 |

گروهی از قورباغه ها از بیشه ای عبور می کردند . دو قورباغه از بین آنها درون گودال عمیقی افتادند.

وقتی دیگر قورباغه ها دیدند که گودال چقدر عمیق است ،به دو قورباغه گفتند آنها دیگر می میرند.

دو قورباغه نصایح آنها را نادیده گرفتند و سعی کردند با تمام توانشان از گودال بیرون بپرند.

سرانجام یکی از آنها به آنچه دیگر قورباغه ها می گفتند، اعتنا کرد و دست از تلاش برداشت. به زمین افتاد و مرد.

قورباغه دیگر به تلاش ادامه داد تا جایی که توان داشت. بار دیگر قورباغه ها سرش فریاد کشیدند که دست از رنج کشیدن بردارد و بمیرد.

او سخت تر شروع به پریدن کرد و سرانجام بیرون آمد. وقتی او از آنجا خارج شد. قورباغه های دیگر به او گفتند :آیا صدای ما را نشنیدی؟

قورباغه به آنها توضیح داد که او ناشنوا است.او فکر کرد که قورباغه ها، تمام مدت او را تشویق می کردند.

این داستان دو درس به ما می آموزد:

1- قدرت زندگی و مرگ در زبان است. یک واژه دلگرم کننده به کسی که غمگین است می تواند باعث پیشرفت او شود و کمک کند در طول روز سرزنده باشد.

2- یک واژه مخرب به کسی که غمگین است می تواند موجب مرگ او شود.

                                 پس مراقب آنچه می گویی باش!      



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 | 1:0 AM | نویسنده : power19 |
با سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز

پیشنهادم واسه ارائه پروژه حفاظته که اگه موافق باشید با

استاد صحبت کنیم و ارائه ها رو بندازیم بعد از امتحانات پایان 

 ترم بچه هااین کارو تو پروژه بررسی۲ (تابستان) انجام دادن و

 

 میگن که خوب جواب داده.پس اگه موافق (یا حتی مخالف )این

 پیشنهادهستید لطفا هر چه سریعتر تو این قسمت نظر بذارید 

تا به یه جمع بندی کلی برسیم.با تشکر.



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آذر 1392 | 9:27 PM | نویسنده : یدالله خیرایی |